یک فنجان چای بهار نارنج
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دیدین گفتم :این هفته حسابی فعالانه و خوب می گذره

خب معلومه دیگه سالی که نکوست از بهارش پیداست..

شنبه شلوغ و پر کاری داشتم (صبح های شنبه همکارم نیست تو دفتر تنهام کارشناسی قبول شده چند روز در هفته کلاس داره ) 

صبح که رفتم دفتر از همون اول  مراجعه کننده داشتیم تا وقتی همسری اومد دنبالم(ساعت 1)

تازه کلی کار هم موند که مجبور شدم بعدظهر هم برم

صبح شنبه با کلی وعده وعید به خودم که بیدار شو بجاش ظهر لالا می کنی خودمو بیدار کردم ولی همسری بعد ناهار کار واسش پیش اومد و رفت ,من هم  که تنهایی خوابم نمی بره نتونستم بخوابم

یکم خودمو با فیلم هایی که واسه کلاس زبان باید میدیدیم ,مشغول کردم ولی اصلا امادگی کلاس رو نداشتم بعد هم رفتم دفتر تا خود 8شب

بعدشم برگشتیم خونه و شامی بر بدن زدیم

10 شب بردنمون  کلاس زبان

برگشتیم کمی تی وی دیدیمو سر به بالش نرسیده به خواب خوش رفتیم Night

همین

پی نوشت:

1.همسرم می دونم گردن دردت از کار زیاد و زحمت فراوونی که برای خانوادت میکشی

قدردانم و همه انرژی مثبت کائنات رو واست می خوام دوست خوبم

2.همسری میگه هر وقت میای دفتر ,دفتر رونق خاصی میگیره(هر دفعه میگه,لطف داره)

گاهی خودمم هم حسش میکنم حالا هر چی که هست و هر علتی که داره ابرازش از طرف همسرم یه حس خاص و انرژی فراوونی به من برای ادامه و همکاری میده(ممنون ام همسر بی نظیر من)

3.قراره شب ها قبل خواب با هم انرژی مثب بفرستیم به کائنات واسه کارهای فردامون

4.با همسری قراره یه تابلو آرزو ها بسازیم(چون فکر کردن به ارزو یکقدم ما رو به آرزوهامون نزدیک تر میکنه,این تجربه ایه که بارها به چشم دیدیم...)

بعد نوشت:راستی از امشب قراره با برادر شوشو بریم کلاس تیزر(ساخت تیزر تبلیغاتی)

 

p

[ یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ فرنود آبی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

أَعُوذُ بالله مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
امکانات وب