یک فنجان چای بهار نارنج
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

 

 

 

 

 

 

+بارون بارونه زمین ها تر میشه

بالاخره رحمت خداوند هم شامل حال ما شد.....

دلمان داشت  میسوخت دیگر to_take_umbrage.gifکل کشور بارون اومده بود جز این جا...

خدا رو شکرYah

 

 

 

+دیشب نوبت ما بود خونه بابام بخوابیم..صبح به خاطر بارون بی خبرکفش های همسری خیس شده بود سشوار گرفتیم خشک شه !!این هم از مزایای اپارتمان نشینی موقع بارون کفش هات خشک  می مونه

 

هیئت عزاداری مسجد محله مثل هر سال دقیقا روبروی در ورودی خونه بابام این ها بساطشون رو پهن کردن دقیقا نه یه سانت این ور تر ونه یک سانت اون ور تر تازه پیشرفت بزرگی که داشتن افزایش سایز طبل هاشونه(در ورودی خونه بابام رو به  خیابون اصلیه)طبل ها  دوبرابرقد مسئول هیئت ارتفاع دارن(البته خیلی هم طرف رشید نیست)منتظر یه مسئله دیگه هم اینه که کل جمعیت هیئتشون ریزو درشت همه باهم جمعن میشن شاید 15 نفر والا

من خیلی آقام امام حسین رو دوست دارم و حرفی توی برگزاری هر چه بهتر مراسم ایشون نیست ولی انصاف هم خوب چیزیه...

کی گفته که باید یک ریز طبل زد(اونم طبل به این بزرگی) کل این مدت شب ها در و پنجره خونه بابام میلرزه و مغز ما هم....

کسی جرات اعتراض هم نداره 

والا نمی دونم

به اسم امام حسین......امام حسین راضیه؟

(به تذکرات سازمان تبلیغات هم بها نمی دن)

دقت کردید گاهی بعضی از این نوحه ها به جای گریه ......گاهی خودشون هم دقت نمی کنند که دارن پشت این بلندگو ها چی می خونن؟فقط لحنشون غمگینه؟

 

ایام محرم پارسال این موقع چه حالی داشتم هر جا صدای مداحی می اومد که از علی اصغر میگفت دلم اتیش میگرفت....connie_wimperingbaby.gif

گذشت...

 

+با همسری گرام تصمیم گرفتیم جهت سلامتی بیشتر به ورزش اسمایلیـــ هایـــ سنجابـــ و فندقــــ در خانه روی بیاریم ..دوچرخه ثابت و دمبل 

 

+نمی دونم چرا وقتی هوا سرد میشه میل به بافتنی افزایش پیدا می کنه باید برم میل بافتنی ها و کاموا هامو در بیارم

 

+دلم واسه مامانم تنگ شده .حس یه ادم تو یه شهر غریب رو دارم وقتی مامانم نیست                                    مامان جونم عاشقتمHeart Smile

 

به خاطر رفت و امد هر هفته ای ٰمامان کمر درد شدید گرفته و خونه نشین شده تو شهر غریب... (البته دو تا از آبجی ها این مدت بهشون سر زدن )قرار شده این هفته رو نیان...واسه تاسو عا عاشورا برگردن...یه هفته دوری بیشتر

کاش میشد برم پیششون..برنامه همسری واسه رفتن جور نمیشه...دلم خیلی تنگیده...

 

 

+شعر خوانی ...

چند شب پیش با همسری قبل خواب کلی از ترانه های قدیمی ایام جوونی  رو که یادمون می اومد رو خوندیم

جالب بود....البته بنده وسطش تپق میزدم که همسری همراهی میکرد

شاید بزودی در عرصه خوانندگی ظهور کنم....صدام خیلی خوفه مخصوصا وقتی سرماخوردم...

 

نتیجه این شد که :صدای داریوش شبیه صدای همسریه...

 

 +از دیشب هم خدمت رسانی شوفاژ ها شروع شده...

نمی دونم چرا همسری گرمایی من که با استین کوتاه زمستونا میرفت بیرون سرمایی شده همش  دست و پاش یخه؟

اثرات بالا رفتن سنه

 

+یک تصمیم جدید با همسری گرفتیم:

جهت ارتقا سطح سلامت زندگی و کاهش برداشت های اشتباه

قراره هر شب قبل خواب در مورد اون روز و رفتار هامون با هم بحرفیم و در مورد کارهایی که موجب شادی و یا نارحتی شده ٰٰبدون جبهه گیری صحبت  کنیم...

خداوند پایان شب را بخیر کند.... شایدمIn Love

 

 

 

(دیشب امتحانش کردیم خیلی عالی بود.اثرات بعدیش عالی تره)

 

+چند شب پیش مادربزرگ همسری داشت از نبود امکانات و نداشتن جا کافی و زندگی با حداقل ها تو قدیم رو واسم میگفت ... پرسیدم مامان بزرگ خب چجوری مهمونی می دادی؟ یکباره با یه حالت بامزه گفت :ما همش مهمون بودیم....give_heart.gif

 

ولی چه پیشرفتی و چه تغییراتی تو این 50 سال اخیر انجام شده انگار مادر بزرگ هامون مال 200 سال قبل هستن.....


+دیشب خواهر شوهری به چند تا خانوم باربی تو تی وی نگاه میکرد بعد به خودش یه نگاه می انداخت...to_take_umbrage.gif

بعد زایمانش حسابی تپلی شده بهش میگم خب برو پیش یه مشاور تغذیه بهت یه رژیم بده که هم چربی هات اب شه هم به نی نی شیر میدی مشکل پیش نیاد...

میگه:نه بابا من که چربی ندارم فقط یکم (یکما)افتادگی شکم دارم...

من:

همسری:نه عزیزم اصلا چربی نداری.فقط شدی یک مکعب مربع متحرک

(یکی نیست به من بگه:به تو چه)

 

بدترین خبری که این روز ها شنیدم....

من و همسری چند سال قبل دو تا درخت جلوی ورودی دفترمون با عشق کاشته بودیم

ولی چند شب قبل یه حیوون انسان نما اومده بود درخت کوچکتر رو با خشونت تمام بریده بود؟؟؟

ملت آزار دارن...البته به وضوح مشخصه کاره کیه....ای بابا....تو با ما مشکل داری چرا سر درخت بی زبون در میاری؟.....

این قدر که آزار و اذیت حیون هاو گیاهان منو ناراحت میکنه در مورد انسان ها نهRolling Pin  (اشکم در اومد.girl_cray.gifمنتظرم خیلی زود نتیجه کار خودشو ببینه.خیلی راحت سپردمش به امام حسین(ع))

خدایا حد اقل درخت باقی مانده رو حفظ بفرما...Hanging

 

 

 

 

 

 فعلا همین

 

التماس دعا

 

 

+به زودی تو یه پست اختصاصی در مورد برنامه سالگرد می نویسم

 

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ فرنود آبی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

أَعُوذُ بالله مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
امکانات وب