یک فنجان چای بهار نارنج
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

 

دلمان یه عدد شانه می خواهد سرمان را بررویش بگذاریم های های گریه کنیم....

هر چند شانه های همسر همیشه اماده بخدمت اند اما این بار نمی خواهم بداند...سکوت می کنم برای آرامش او..

آرامشی که مدتی است بر باد رفته...زندانی شدن فرد بیگناه زندگی ما را هم به هم ریخته...بدجور..

 

سکوت می کنم ...سکوتی به اندازه تمام لحظه های بی قراری و انتظار برای رسیدن خبری خوش در این روز ها...

به در و دیوار زدن هایمان برای چند روز مرخصی هم فایده ای نداشت ...

ناجوانمرد های پاپوش ساز قهار تر از این حرف هایند...

بیچاره پیرمرد....خانواده اش از اشک و اه نمی افتند....زیاد هم مهربان و خوب باشی درد سر ساز است در نبودنت.......

 

                                         ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

دلم یک دوست صمیمی می خواهد از همان دوست هایی که همه شما در وبلاگتان از او تعریف می کنید..بدون چشم داشتی از شما به سراغتان می آید و درک متقابل داریدو با هم چایی می خورید و درد دل می کنید...

دلمان دوستی این چنین می خواهد.. فکر کنم لذتی شبیه خوردن  چایی داغ با عطر بهار نارنج در بعد از ظهری سرد داشته باشد.

 

                           ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی دلم می خواد برای شخصی کاری..محبتی داشته باشم ...سوپی برای یک مریض احوال...محبتی به یک همسایه...ولی از برداشت های اشتباه ...از سوء استفاده های دوباره...

چرا ؟ چرا نمی شود به خواست دل زندگی کرد..چرا همه در پس محبت تو دنبال علتی اند....

و چرا بعد رفع نیازشان تو را ترک می کنند؟؟انگار که هیچ وقت نبودی...

 

زندگی جیره ی مختصری است...
مثل یک فنجان چای...

و کنارش عشق است....
مثل یک حبه قند...

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...

 

 

 

[ سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ فرنود آبی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

أَعُوذُ بالله مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
امکانات وب