همسایگی در 90 درجه

مدت کوتاهیست همسایه جدیدی نصیبمان شده....نه تنها دیوار به دیوار بلکه رخ به رخ...

در واحد هایمان نسبت به هم زاویه قائمه اند....

به علت ضربه شدیدی که از همسایه روبروییمان خورده بوده و داغ پشت دستمان که هنوز می سوزد جهت عدم ارتباط با هیچ همسا یه ای...smile смайлики смайлы. توجه ای نشان ندادیم به امد و شد هایشان...

 

روز های اول که از صدای جابجایی و کشیدن اثابشان و شلوغی تا نیمه های شب smile смайлики смайлыو نور چراغ هالشان که درست وارد پنجه اتاق خواب ما میشد (پنجره هال انها با پنچره اتاق خواب ما در زاویه 90 درجه اند.) خواب را حرام چشمانمان میکرد...Begging وآسایشمان و سکوتی که به ان فخر می فروختیم سلب کرده بودند...smile смайлики смайлы

 

صبوری کردیم.....

 

تنها تذکر داده شده جهت دود اگزوز سیگار نمای آقای  همسایه بود

که موجب دود گرفتگی خانه ما میشد و ما در جستجو ذره ای هوای سالم ٰ تا تنفس قطع شده را بالا آورده سر در بالکن نموده و نفس تازه می نمودیم... متذکر شدیم :در راهرو دود نفرمایند ...و ایشان با سیگاری بر لب قول دادندو ما متعجب از نیفتادن آن دودکش 

 


گذشت....دیشب....با صدای پرتاب شدن طوطیمان به کف قفس و پر پر زدنش از خواب ناز پریدیم...همسری جهت بررسی رفت و برگشت...از صدای خش خش و کش کشی ترسیده بود...(کاسکویی 1.5 ساله و بسی حساس به صداsmile смайлики смайлы)

 

همزمان صدای چکش..کنده شدن...کشیدن جسمی نوک تیز روی زمین می آمد.

856419_treasuresmile1.gif           

 

  ساعت دقیقا : 4 صبحсмайлики

 

 

یک ساعت تمام با همسری تمام احتمالات را بررسی کردیم...از کندن زمین و قایم کردن مواد مخدر در کف کمد دیواری تا زدن خندق به درون خانه ما...

از خواب آلودگی در حال غشیدن بودیم ولی کو آرامش و سکوت....تمامی هم نداشت ...

ساعت 5 صبح

 

همسری با چشم هایی قرمز از بی خوابی ..صبری تمام شده ...چند مشت حواله دیوار انتقال صدا کرد....و سپس در خانه مربوط را نواخت....

 که چه می کنید....؟؟

مرد همسایه با تعجب فراوان اعلام نموده :مشغول کندن سیمان های باقی مانده روی سرامیک کف سرویس بهداشتی ام..مگر صدایی شنیدید ...

فکر می کردیم دیوار ها ضد صدا اند...

 

همسایمان نمی دانست اگر پنجره ها دوجداره اند....در عوض دیوار ها نیم جدار هم نیستند...

(من هنوز در کف این مطلبم  چرا این ساعت...4 صبحсмайлики)

این هم همسایه بسیار بسیار محترم ما 10 دقیقه بعد از تذکر ...

 

با ورود همسایه جدید ولوم صدایمان را بیشتر ار پیش باید کنترل نماییم...

 

دعا می نماییم....شما آمینی بنمایید..شاید مرغی...کبوتری...فنج امینی عبور نماید...

خدایا...پروردگارا....فرهنگ آپارتمان نشینی به جمیع ملت عطا بفرما...

 

 

 

صبح نگهبان را دیدم....گفت قبض تلفنتان رو دیروز بعد از ظهر گذاشتم لای درب....نخواستم بیدارتان کنم....ما به شکل علامت سوال درامده   پس این انگشتی که بر زنگ ما منزل ما انچنان فشار دادند جهت جواب به سوال مسابقه بوده؟؟

 

 

 

 دربندی بی گناه که به واسطه پاپوشی ناجوانمردانه در کهنسالی جور میله های سرد زندان را میکشد جهت رهایی به دعای شما نیازمند است...لحظه های دعا فراموشش نکنید...смайлики


 


 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیمو

آخیی طفلیا پس داستان دارین حالا حاالاها با این همسایتون. ایشالا این شخص بیگناه هم قضیه ش درست میشه

مامان گلی

طرح قالبت خوشکله.راستش قبلیه همچین خیلی سفید بود،حس خوبی نداشت.الان نازتر شدش.بیا پیشم[قلب]

مامان خانومی

ای وای . لعنت به هرچی همسایه بد . به نظرم بد ترین چیز دنیاست

ماری

وای.من که با تیک تاک ساعت مشکل دارمو باطریشو در میارم.امیدورام تذکراتتون سازنده باشه بلکه آرامش برگرده

سارگل

فرنود جون کجایی خانمی؟کم پیدایی؟نکنه گرفتاری با این همسایه مظلوم وبی سروصدا!!

شهناز

آخخخي چ همسايه بدي..........!!!!!!!!! اميد كه اون اقاي طفلكي بي گناهيش ثابت شه[ناراحت]

نیکو

سلام از زمان های دور ببخش فرنود جان که دیر میام تا 11 بهمن و پایان کارشناسیم چیزی نمانده سخت گرفتارم دعایم کن با نمره عالی تمام کنم خدا درک خوب به همسایه تون بده امشب فرصتی دست داد تا علی رغم مشغله های تحقیق و امتحانات یه سر به دوستانم بزنم شبتون خوش باشه و سیب باشید

نسیم 20

سلام من اتفاقی و برا اولین باره که به وبتون میام.چه باحال مینوسید[دست] عجیبه من نمیدونم شما کجای ایرانی یا چن سالتونه ولی خیلی دوس دارم تمام مطلباتونو بخونم.چقدرهمسرتون دوستون داره.خوش به حالتون.برامنم دعاکنین یه انتخاب خوب داشته باشم.بازم میام بی دعوت![گل]

رایحه

سلامممممم وای خیلی وقته نیومدم خدا رو شکر بابات بهترن ماشین ظرف شوییت هم مبارکت باشه... امیدوارم دیگه دزد نیاد دفتر همسری.. خوشبخت باشید

مهتاب

سلام با وب شما از طریق وب های به روزشده آشنا شدم ما هم از همین همسایه های ...... داریم! نمیدونم چرا یعضیا که فرهنگ آپارتمان نشینی ندارن میان توی آپارتمان؟! ساعت سه بعدازظهر وقتی لذت خواب داره تمام وجودت رو میگیره چنان در واحدشونو میکوبن به هم که چشمات از حدقه میزنه بیرون! دود سیگار و بوی سرخ کردنی و دود قلیون و آب زباله ریخته شده کف راهرو و ... خدا نصیب نکنه! اینم از خاطرات خوش ما از اولین خانه مشترک با همسری!!!!!